محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1107
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
نيافتند . پس بازگشتند و بمكّه آمدند . پس ابو جهل هديها و تحفها بسيار بساخت و پنجاه مرد را بيرون كرد و عمرو بن العاص بمهتر ايشان كرد « 1 » و آن هديها بوى سپرد ، و ايشان را بنزديك ملك حبشه فرستاد ، و از خويشتن پيغام داد و از جماعت اهل مكّه ، كه از ميان ما يكى بيرون آمده است و دينى محدث آورده است و همى گويد كه من رسول « 2 » خدايم . اكنون ياران وى گروهى گريختهاند و بنزديك تو آمدهاند و ما از پس ايشان كسان فرستاديم تا ايشان را بگيرند و جمله را اندر دريا هلاك گردانند و پس ايشان را خود در نيافتند . اكنون آنجا آمدهاند . بايد كه ملك ايشان را بنزد ما باز فرستد يا بدرياشان هلاك كند . و بدين معنى ابو جهل نامهاى بنوشت ، و آن هديها و آن جماعت پيش نجاشى ملك حبشه فرستاد ، و ايشان برخاستند و آن هديها و نامه بر گرفتند و رفتند تا بحبشه پيش نجاشى ، و نامه بوى دادند ، و آن هديها پيش وى بنهادند و به زبان پيغامها برسانيدند . و نجاشى نامه بستد و بخواند و آن هديها بستد و بنهاد ، و كس فرستاد و آن ياران پيغامبر صلّى اللَّه عليه را بخواند و گفت كه شما پيش من مناظره كنيد تا خود چه مىگوئيد . پس اهل مكّه آن زبان پيغامها كه از ابو جهل آورده بودند پيش ياران باز گفتند ، و گفتند كه از ميان ما يكى بدر آمده است جادوى مجهول و دينى « 3 » محدث آورده است و دعوى پيغامبرى مىكند و مىگويد كه من رسول خدايم . و اكنون جماعتى از ياران وى بگريختهاند و پيش
--> ( 1 ) و عمرو بن العاص را برايشان مهتر كرد . ( بو ) ( 2 ) پيغامبر . ( بو ) ( 3 ) ايشان همه پيش ملك حبشه گرد آمدند و اين حديث بگفتند كه مردى مجهول از ميان ما بيرون آمده است و دين . ( بو )